و نامی از تو آمد
پس این سالها
از پس و پیش تمام نام ها
از سایه ها بیرون کشیده شدی
و گذراندی اندک اندک هنوزت را
به رنجنامه های این روزهایم
بازگشتی شاید و حتی...
و من را به لبخندی مهمان کردی
تو هنوز همانطور قابل ستایشی
بی آرایش، سرخ تر از خون
سبز تر از عشق و چون ماه ، ماه!
دوستت دارم را از من بپذیر
کسی که هیچگاه شانه هایت را نداشتم...
+ نوشته شده در88/03/31ساعت 22:44 توسط کاوه کهن |