تبليغاتX

خیلی عجیب نیست توی این دنیا کسی پیدا بشه که مثل تو باشه!

امروز داشتم به دنبال مطالب و اخبار کار شده از من در اینترنت می گشتم که ناگهان خواندمش ...

یک وبالاگ از وجود یک آدم دیگر خبر می داد با نام و فامیل من ... نویسنده متن احسان بیاتی من را شوکه کرد.  باید به سراغش بروم. باید اینبار خودم سوژه بشوم!

گاف بلاگ :میدونید وقتی آدم پیر میشه،واش یواش میرسه به جاهایی که خیلی چیزها براش مهم نیست...

نمیدونم میدونید یا نه...من تو آسایشگاه خیریه کهریزک کار میکنم، تو روابط عمومیشم...به عبارتی عکاس و فیلمبردارشم...

یه پیرمرد باحال به نام کاوه کهن...هر از چند گاهی میاد تو اتاق و به من و بقیه بچه ها سر میزنه...عاشق خطاطی و شعر...

وقتی میاد تو اتاق شعرای جالبی رو میگه...منم یادداشتشون میکنم...

ازالآن هم هر از چند گاهی این شهر ها رو میزنم تو وبلاگم (البته این شعر ها بعضی هاش واسه خودشه) :

۱. چگونه میکشی و زنده میکني               با يك نگاه كشت و نگاه دگر نكرد

۲. گفتي كه پس از سیاه رنگی نبود            پس موي سياه من چرا گشت سفيد

۳. شعر من و مرگ فقرا ، ننگ بزرگان            اين هر سه مطاعيست كه بازار ندارد

۴. چون پير شدي لب بده بر هم                 دکان فرومايه خريدار ندارد

 

+ نوشته شده در85/08/28ساعت 18:29 توسط کاوه کهن |