تقدیر از یک انسان را چگونه می شود انجام داد؟ انسانی که تمام لطف ها را در حق
دیگران انجام داده است !می گویید اغراق است ، حق دارید چراکه تمام وجود شما و من
اغراق است.وقتی از هیچ سخن می گویید همان تمام یک چیز یا عدمش را می گویید اما به
دقت کلامتان اعتمادی نیست.پس می پذیرید که اگر می گوییم به تمام آدم های اطرافش یا
به آنهایی که دوست داشته یا به آنها که حوصله محبت کردنشان را داشته است لطف كرده شاید هیچ تفاوتی در اين بين ها نباشد!! + به زودي از جلد اين كتاب رونمايي
خواهد شد. انسانی که لبخندی از برون را به چشم ها و زجری را از درون به خود روا داشت . او را چه کسی آرام خواهد کرد؟ چه کسی می خواهد این درد طولانی را که سال هاست
خود خواسته و خدا خواسته او را می فرساید را مرحم گذارد؟ به راستی هیچ کس در این دنیا حتی اگر از روز عزل انتخاب خود را این چنین کرده
باشد تاب این همه زجر را ندارد. كتاب « شصت کیلو گرم» شاید مثالی بر این مدعا باشد که این زندگی بر بشری گذشته
در همین سال های نزدیک و نمایان. کتابی که داستان و وقایع به ظاهر پیچیده اش لحظه
به لحظه شما را با یک اتفاق ساده در گیر می کند؛ بی توجهی به عشقی که ورزیده می
شود و تابش آن هر روز از مردی تا به افلاک ساطع می شود که خود او معترف است این
انرژی را از خورشید عالم تاب می گیرد و منعکس می کند. وقتی شصت کیلو گرم را می خوانید سعی کنید همین وزن را داشته باشید تا بتوانید
در همین حال و هوا نفس بکشید و تک تک واژه ها را نه همچون او بلکه نزدیک به وی
تجربه کنید. در همان خیابان ها قدم بزنید و همان لذتی را که از نوشیدن چای در تنهایی می
برد را شریک شوید تا آنجایی که ... وزنی که با همه چیز برابری می کند و شبیه چیزی نیست! یادتان اگر بیاید فیلم "21 گرم " * را تداعی می کند و مرغ مگس خوار
و ... اما نه شاید بیشتر هیچ چیز را تداعی کند ، نه پوچی ، نه نا امیدی و هر نا
ملایمتی دیگر. *
21 گرم اثر ... بود که توسط ... در سال
به یک اثر سینمایی تبدیل شد.
![]()
+ نوشته شده در88/02/22ساعت 22:55 توسط کاوه کهن |