جویندگان عاطفه یک نفر دارد می میرد در حوزه! من مردی سی و اندی ساله هستم با قدی یک و اندی متر و وزنی حدود هفتاد و اندی کیلو گرم.اما ده سال پیش که به اینجا آمدم هیچ کدام از این ها را نداشتم.جوانی بودم که نمی دانستم در چه راهی پا گذاشته ام و دارم درگیر چه بازی پیچیده ،عجیب و دهشتناک انگیزی می شوم. من قربانی بازی روزگار و دست دژخیم جامعه شدم.تمام هستی ام را در این راه گذاشتم و تنها هیچ به دست آوردم. من که حالا مهر کارمندی دون پایه را بر پیشانی دارم و می دانم که چند صباحی دیگر نیز باید در همین جایگاه طی طریق کنم تا تاریخ مصرف شغلی ام فرا برسد و دور انداخته شوم از شما خوانندگان ستون جویندگان عاطفانه تقاضا دارم پدر و مادر من را به من برگردانید.پدر و مادری که همیشه به دنبال آنها می گشتم.آنها من را به دنیا نیآورده اند اما می توانند به دنیا بازگردانند! خانم ها،آقایان من مردی هستم که یک قدم تا تباهی فاصله دارد و به قول شاعر شیرین سخن مثنوی متال باز:هستی ،هستم/ مستی ، مستم/ مملی پستم ،بغلی و هستم!... و این یعنی به پوچی رسیدن...اگر من در این عرصه شغلی حداقل به کار پدر و مادر داری دست یازم امید است با عنایت مدیران محترم در شغل منصوب شده بتوانم کیفی اصیل و مالی فطیر را در اندک زمانی اکتساب کرده از این همه بی عاطفگی رهایی یابم. لذا از مسئولین محترم تقاضا دارم نسبت به تغییر حکم اخراج بنده به علت بی کفایتی و نداشتن تخصص با پستی دندان گیر تا اعزام پارتی اساسی پیشتر موافقت نمایند و اشکی را فرو بنشانند. رو نوشت به ریاست،کارگزینی،اداری مالی،واحد خودم،روزنامه های قلیل الانتشار و شبکه های بی حیای آن ور آبی آدم باید گوسفند سیب زمینی نباشد خوانندگان کتاب« قورباغه را لیس بزن» و« اوهوی! گوسفند تو کارمندی یا نوکر بابام» و البته کتابـ « مدیریت ریخت شناسی کار و اندیشه» نوشته ریپورتر هوم نشین در جریان هستند که روابط عمومی در هر سازمان و یا اریکه مدیریتی تابع شرایط درون و برون سازمانی است و از این بابت می توان آن را جزو لاجُدا شدنی و غیره ذالک روابط دانست از همین رو طرح هفت توصیه به همکاران برای برقراری این روابط کاملا عمومی توصیه اکید می چرخد. 1-سرتاکان دادن کار ببعی پس صدای سلامت را بلند کن. این طوری از بیست کیلومتری لازم نیست آرتروزت را تحریک کنی . فقط بکو سلام روز بخیر 2-کاری کم مردم بدونن با هندز فیری یا با خودت یا با همکار هم تلپاتیت داری فحش و بد و بیرا می گی و اصلا روی چرندیاتت با اونها نیست!این کلا به نفع تو هست 3- سعی کن در طول نیم ساعتی که در اتاقت بند می شی به مراجعه کنندهایت بگویی که مسئول این اتاق رفته جهنم تا حتی کورسوی امیدی را که بعدا با فهمیدن هویت اصلی تو در دلشان ایجاد می شود بخشکانی. 4- در طول ساعات کاری سعی کن از دیگر تجربیاتت و مدارک غیر مرتبطت باکارت استفاده کنی و در این را می توانی چند مراجعه کننده بد حال را ویزیت و یا یک نقشه برای عمارت روبرو کشیده و البته سیم کشی ماهواره برای اتاقت تعبیه کنی.این به جلب رضایت ارباب تو جوب کمک می کند. 5- مصرف بیش از حد چای را کاهش بده و به استعمال سیگار سیگارت و سیگاری و البته شیگار رو بیاور تا به این بهانه دوستان بیشتر را در زمان استعمال در پاگرد ، تراس و دم حوض ببینی و روابط عمومی ات بهتر شود. 6- وقتی به تو می گویند بی لیاقت نباید مثل ماست باشی، آدم باید گوسفند سیب زمینی نباشد و به شدت باید واکنش نشان بدهی و بگویی : نظر لطفتان است بله والا حضرت شما سایه بالاسر ما هستید که این بی مایگی در چشم اذهان عمومی لیاقت جلوه می کند و ... 7-فکر نمی کنی خیلی پر رویی مجله مفتی حوزه را گرفتی و داری تا ته آن را هم می خوانی و انتظار داری عین هفتاش را هم بگم.نه داداش کور به عرضتان میباشیدن. اگه مردی بیا واحد مشاوره ویزیت بده باقیشو بگم. انتصاب جناب آقای فتوحی مدیر محترم واحد نام محفوظ حوزه در راستای حضور همه جانبه حوزه هنری در هنر و فرهنگ این مرزو بوم و به دلیل توجه جنابعالی و خدمات قابل تحسینتان به امر نکاح و ناکامی به وجود آمده در این پروژه فرهنگی ،جناب عالی را به عنوان دبیر سومین همایش« هستی و معنویت » منصوب می کنم. امید است با انتخاب همکارانی شایسته چون بردیا،رزگل،ملوک و ... این همایش با آبرو برگزار شود.
+ نوشته شده در86/08/04ساعت 15:24 توسط کاوه کهن |