چند ماه از انقلاب گذشته بود که بنیانگذار کبیر انقلاب دستور برگزاری نمازجمعه تهران را در 5 مردادماه 1358 به آیت الله طالقانی داد. اهمیت نمازجمعه در نظر امام در حکمی که پس از درگذشت مرحوم طالقانی (در فاصله اندکی از اقامه اولین نمازجمعه تهران) به امام جمعه بعدی تهران دادند به خوبی مشهود است:… نماز جمعه - كه نمایشی از قدرت سیاسی و اجتماعی اسلام است - باید هر چه شكوهمندتر و پر محتواتر اقامه شود... ملت عظیم و عزیز با شركت خود باید این سنگر اسلامی را هر چه عظیمتر و بلند پایهتر حفظ نمایند تا به بركت آن، توطئههای خائنان و دسیسههای مفسدان خنثی شود... * آقای مرتضایی فر چه شد که در نمازجمعه مشغول به فعالیت شدید. منبع: سایت سپهر
روز تودیع مرتضایی فر مصادف است با سالروز اقامه اولین نمازجمعه تهران در پنج مردادماه 1358 به امامت آیت الله طالقانی، روزی که او در دانشگاه تهران اذان نمازجمعه را گفت تا بلال انقلاب لقب گیرد. به این بهانه با او گفتگویی داشته ایم که در ذیل تقدیم میگردد.
- از کوچکی به مجری گری علاقه داشتم؛ کلاس چهارم بودم که به خاطر علاقه و استعدادم مسئولین مدرسه من را برای قرائت قرآن در صف انتخاب کردند. به قرآن علاقه مند بودم و در کلاسهایی شرکت میکردم. استاد قرآنم آقای شریفی بودند که مرا با تجوید و کلاسهای قرائت آشنا کردند. بعدها درمجالسی که در مسجد هدایت و لاله زار تشکیل میشد قبل از سخنرانی آیت الله طالقانی، آیت الله مطهری و برخی دیگر از بزرگان چند آیه قرآن میخواندم و گاه جلسه را اداره میکردم. این سابقه ای که آیت الله طالقانی از من در مجری گری سراغ داشتند زمینه ساز حضورم به عنوان مجری نمازجمعه شد.
* با آیت الله طالقانی چگونه آشنا شده بودید؟
- مسجد هدایت مرکز فعالیت آیت الله طالقانی بود که امامت آنرا نیز به عهده داشتند. معمولا از مغازه که نزدیک مسجد بود میرفتم اذان میگفتم. آن موقع از بهترین قاریان قرآن بودم ( با فروتنی میگوید البته الان نه ) و در بهترین برنامهها از من دعوت میکردند و از طرف آیت الله طالقانی دعوت به همکاری شدم.
* چرا امام آیت الله طالقانی را به امامت جمعه تهران انتخاب کردند؟
- آقای طالقانی یک روحانی مبارز و روشنفکر بود که سالها زندان کشیده بود و مورد توجه امام و مردم بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی خدمت امام رفتند و عرض کردند الحمدلله حضرتعالی در راس حکومت اسلامی هستید و جا دارد که نماز جمعه اقامه شود. امام هم فرموده بودند از همین هفته خودتان بخوانید، شفاهی فرمودند و حکم ندادند ایشان هم چهارشنبه در مصاحبه ای به مردم اعلام فرمودند که این جمعه در دانشگاه تهران نمازجمعه برگزار میگردد.
در اینجا باید نكته ای را درباره مرحوم آیت ا... طالقانی عرض كنم و آن اینكه نمازجمعه در ذهن و افكار آن بزرگوار جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده بود. حتی یكی از دلایل زندان رفتن ایشان در زمان طاغوت، به خاطر مطلبی بود كه درباره نمازجمعه بیان كرده بودند. ظهر جمعه ماه مبارك رمضان بود و ایشان در آن سال، ممنوع المنبر بودند. بعد از نماز فرمودند: به من گفته اند كه سخنرانی نكنم. من هم سخنرانی نمیكنم. گفته اند تفسیر هم نگویید. منبر هم نروید ما هم نمیرویم، ولی مسأله كه میتوانیم بگوییم. لذا گفتند چون امروز جمعه است، میخواهم مسأله نمازجمعه را بیان كنم. ایشان از طرح این مسأله، یك هدف سیاسی را دنبال میكردند. سؤال خود را این طور مطرح كردند كه علت چیست كه در تمام جهان اسلام، نمازجمعه اقامه میشود، ولی شیعه نمازجمعه را اقامه نمیكند. حال آنكه سوره ای به نام جمعه در قرآن آمده و تمام فرقههای اسلامی هم اقامه نمازجمعه دارند. ایشان در جمعه اول ماه رمضان این موضوع را مطرح كردند و پاسخ ایشان به همراه توضیحات مفصل، در سایر جمعههای ماه رمضان ادامه داشت تا اینكه در جمعه آخر ماه، علت اصلی را به این شكل مطرح كردند كه اقامه نمازجمعه از نظر تشیع سه حالت دارد. اول اینكه امام معصوم حاضر و ظاهر باشند. خودشان امام جمعه میشوند و مردم هم اقتدا میكنند. دوم اینكه امام معصوم كسی را انتخاب كرده باشند و حالت سوم این است كه اگر دو موضوع اول نبود، رئیس حكومت باید عادل باشد و او امام جمعه را تعیین كند. امام زمان(عج) كه در غیبت هستند. طبعاً وقتی كه ظاهر نیستند، كسی را هم انتخاب نكرده اند. رئیس حكومت هم عادل نیست به این علت است كه ما نمازجمعه نداریم. به این شکل رسما اعلام كردند كه شاه عادل نیست، همان شب بود كه به منزل ایشان ریختند و بازداشتشان كردند.
* از حال و هوای اولین نمازجمعه بگویید.
- روز چهارشنبه 3 مرداد سال 58، رادیو اعلام كرد، نمازجمعه تهران توسط آیت ا... طالقانی در دانشگاه اقامه خواهد شد. جمعه صبح زود برای اقامه نماز به دانشگاه تهران رفتم. كسانی آنجا بودند كه افكار التقاطی داشتند و اجازه نمیدادند من در آنجا تكبیر اقامه كنم. داماد آقای طالقانی به آن افراد گفتند اگر كسی غیر از مرتضایی فر برنامه را اجرا كند، آقای طالقانی ناراحت خواهند شد. نماز در زمین چمن بود و مردم خیلی زودترآمده بودند و صفوف را تشکیل داده بودند. چون سخنرانی قبل از خطبهها نبود ابتدا قرآن خواندم و اذان گفتم. بعد آقای طالقانی خطبهها را خیلی کوتاه خواندند. در خطبهها اشاره ای به اهمیت نمازجمعه در اسلام و شرایط برگزاری آن نمودند. ماه مبارک رمضان بود و درمیانه تابستان گرما بیداد میکرد و به همین جهت خطبهها را خیلی سریع خواندند. فكر كرده بودم چه تعقیبی بعد از نماز بخوانم که هم با شرایط آنروز انقلاب هماهنگ باشد و هم وحدت آفرین باشد. یادم آمد حضرت رسول ا...(ص) وقتی كه با سپاه اسلام برای آزادی مكه حركت كردند، پشت دروازههای مكه این دعا را خواندند: لااله الاا...، اله واحدا و نحن له مسلمون... آن دعا را خواندم و خیلی هم بجا به نظر میآمد. گفتم دستها را در دست یکدیگر میدهیم و دعای وحدت میخوانیم و خودم هم دعا را محکم میخواندم و با حرکات دستسعی میکردم به شور جمعیت اضافه کنم. اكنون نیز در تمام جهان اسلام هر كجا كه میخواهند بگویند ما انقلابی هستیم، این دعا را میخوانند.
* چرا دانشگاه تهران انتخاب شده بود؟
- در دوران پیروزی انقلاب دانشگاه تهران مرکز بسیاری از تجمعها بود، بسیاری از تظاهراتها مثل 13 آبان 1357 در مقابل آن برگزار شده بود و در مبارزات سیاسی انقلابیون مرکزیت یافته بود. عموم مردم نیز با آن آشنا بودند و به راحتی میتوانستند به آنجا بیایند و از همه مهمتر نمادی از توجه بالای اسلام به بحث دانش بود.
* اشاره ای کردید به التقاطیونی که در آن زمان اداره نمازجمعه را بر عهده داشتند، این امر برای شما مشکل آفرین نشد؟
- بله در آن زمان برخی بودند که بعدها به منافقین پیوستند. اما من خودم آن سیاستی که امام نظر داشتند تنظیم میکردم چون آقای طالقانی به من اعتماد داشتند نتوانستند با من برخورد کنند. حتی سعی کردند چند منافق را کنارم قرار دهند که من مقاومت کردم و موفق نشدند.
* بعد از ارتحال مرحوم طالقانی بافت اجرا کنندگان نمازجمعه تغییر کرد، چه شد که شما ماندید؟
- عده ای شیطنتهایی کردند ولی بزرگانی همچون شهیدان رجایی و باهنر و اسلامی سوابق سیاسی من را تایید کردند و گفتند فرد دیگری نمیتواند نماز را اداره کند و مردم نیز ایشان را دوست دارند. با حمایت این بزرگواران حضور من به عنوان مجری ادامه یافت. البته من با برخی از یاران نزدیک امام در ارتباط بودم و از آنها نظر میخواستم و راهنمایی میگرفتم.
* مردم بیشتر شما را با نام وزیر شعار میشناسند. ماجرای این وزارت چیست؟
- آیت الله توسلی یکبار مرا دیدند و فرمودند آقای مرتضایی فر خبر داری وزیر شعار شدی گفتم چطور، گفتند دیروز امام از حاج احمد آقا حال شمارا پرسیدند که حاج احمد آقا فرمودند وزیر شعار را میفرمائید که امام خندیدند و از آنجا بود كه این موضوع سراسری شد و به خاطر نفس گرم امام(ره)، بدون اینكه كسی تبلیغ كند، همه جا به من وزیر شعار میگویند.
* یکی از برجسته ترین روزهای نمازجمعه روز انفجار بمبی در زمین چمن بود، از آن روز برایمان بگویید.
- آخرین جمعه سال 63 بود. روز پنج شنبه صدام اعلام کرده بود فردا نماز جمعه تهران را منفجر میکنیم و این بین مردم پیچیده بود. برخلاف معمول که جمعه آخر سال به علت گرفتاریهای روزهای پایانی سال کمی خلوت تر است جمعیت موج میزد. حضرت آیت الله خامنه ای در حال ایراد خطبهها بودند كه انفجار صورت گرفت. موج و حرارت انفجار تا جایگاه هم رسید، ولی خوشبختانه به ایشان آسیبی نرسید. ایشان در عین حال اصرار داشتند كه به صحبت خود ادامه دهند. من هم میترسیدم مبادا حادثه ادامه داشته باشد و ایشان هدف سوء قصد قرار گیرند. از ایشان خواهش كردم اندكی به كنار جایگاه بیایند تا من مردم را به آرامش دعوت كنم. البته هدف دیگری هم داشتم. از قبل میدانستم كه امام خمینی(ره) تمامی نمازهای جمعه تهران را به طور مستقیم از طریق رادیو گوش میكردند. اگر مشكلی هم بود تذكر میدادند، آن روز هم كه این اتفاق افتاد، احساس كردم الآن امام(ره) گمان میكنند كه حتماً برای حضرت آیةا... خامنه ای اتفاقی افتاده است. سریعاً در جایگاه قرار گرفتم و سه بار این جمله را بیان كردم كه: لطفاً توجه كنید رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران، هم اكنون به خطبههای عالمانه خود، ادامه میدهند این سخن علاوه بر اینكه آرامش را به نمازگزاران برگرداند، در واقع به امام(ره) هم این پیام را رساندم كه آقا سالم هستند. چیزی كه خیلی از آن روز برایم خیلی جالب است این بود كه چنین حادثه ای، حتی در صدای آقا هم تأثیری بر جای نگذاشت و ایشان با صلابت همیشگی و با همان عظمت ادامه خطبهها را ایراد كردند. به گونه ای كه ظاهراً هیچ اتفاقی نیفتاده است. مردم هم از جای خود تکان نخوردند و نمازجمعه برگزار شد. در این حادثه 14 نفر به شهادت رسیدند. بعدها خانواده شان گفتند برخی از آنها صبح به بهشت زهرا رفته بودند و از مجروحین در بیمارستان عیادت کرده بودند و با غسل شهادت به نماز آمده بودند.
* آقای مرتضایی فر! واقعاً چه حكمتی بود كه در آن زمان، هر چقدر نمازجمعهها و راهپیماییهای ما مورد تهدید بمباران و موشك باران دشمن قرار میگرفت، از دفعات قبل هم شلوغ تر میشد؟
- مردم ما یك ویژگی مهمی دارند و آن اینكه به سرنوشت اسلام و انقلاب خیلی علاقه مندند. در جایی كه ببینند خطر جدی است، برای حضور حماسی در صحنه، تردیدی به خود راه نمیدهند. در یكی از نمازهای جمعه كه آقایهاشمی رفسنجانی اقامه نماز داشتند، پنج بار حمله شد كه نماز جمعه را بزنند، رژیم صدام هم روز قبل بارها اعلام كرده بود كه فردا نمازجمعه را خواهد زد. ولی گویا هیچ اتفاقی نیفتاده و مردم پرشورتر از گذشته در نماز حاضر شده بودند. مردم ما این گونه اند. اكنون هم اگر چنین احساسی داشته باشند، خواهند آمد، زیرا به دنبال اسلام و انقلابند. اگر احساس خطر كنند، به صحنه وارد میشوند.
* حساسیت صدام بر روی نمازجمعه از چه جهت بود؟
- نمازجمعه تریبون رسمی نظام بود و همه رسانهها به آن توجه داشتند. ایجاد اختلال در آن برای رژیم بعثی یک موفقیت به حساب میآمد. از طرفی نمازجمعه موجب دلگرمی رزمندگان بود. هنگام جنگ تحمیلی زمین چمن دانشگاه مرکز حضور رزمندگان بود که از آنجا به جبههها میرفتند و کمکهای مردمی بسیاری از جبههها جمع آوری میشد. این جریان تا پایان جنگ هم ادامه داشت.
* گفتید امام به دقت نمازجمعه را گوش میدادند، هیچگاه تذکری هم به شما یا دیگران دادند؟
- بله، یکبار یکی از مداحان آمده بود و شعرهایی میخواند که ترحم برانگیز بود و از مردم گریه میگرفت. آقای توسلی تماس گرفتند که امام فرمودند ما مرد جنگیم و نگذارید اینگونه اشعار خوانده شود. تذکر دادند که مداحان باید اشعار حماسی بخوانند. به جز این مورد به یاد ندارم تذکری داده باشند.
* خود شما تا به حال نمازجمعه خوانده اید؟
- در مکه چرا ولی در تهران نه، چون حساسیت مراسم بالاست و به خصوص سالهای جنگ احتمال خطر زیاد بود، هیچگاه توفیق نیافتیم ولی یکی از ائمه جمعه گفتند این کار شما از خواندن نماز ثوابش بیشتر است. در این چند سال بعد از انقلاب، به جز سفر مكه، جمعهها هیچ جای دیگر نرفتهام و حتی اگر در دورترین نقطه از تهران بودم خودم را به نماز رسانده ام. بعضی مواقع برای رساندن خود به نمازجمعه به مشکلات زیادی برمی خوردم که خدا کمکم میکرد. از خدا خواستهام كه جنازه ام را هم از دانشگاه و محل برگزاری نماز جمعه ببرند!
* در سالهای اخیر حضور شما در تریبون کمی کمرنگ شده، ماجرا چیست؟
- حس کردم که سنم در حال افزایش است و ضرورت دارد افرادی برای جایگزینی آماده شوند. از دوستان خوبی که بودند دعوت کردیم که حضور یابند برنامه از اول تا آخر با آنهاست و من فقط چند شعار را میدهم، در این امر هم جوانگرایی را مد نظر قرار داده ایم و مجریان جدید هم جوان هستند و هم تحصیل کرده، شکر خدا در کارشان هم مسلط هستند.
* درباره مسائل مالی شما شایعاتی زیادی است، شما چقدر حقوق میگیرید؟
- از نمازجمعه هیچ حقوقی نمیگیرم، نماز جمعه اصولا ردیف بودجه دولتی ندارد و با کمکهای مردمی اداره میشود. من یک کاسبی کوچک دارم و به حقوق ستاد هم نیازی ندارم شکر خدا. اموال من هم یک حجره در خیابان پامنار در طبقه دوم است و یک منزلی که که بخشی از آن متعلق به من است و ارث پدری میباشد.
* و خاطره پایانی؟
- هر روز منتظر حمله بودیم، آمریکا به طبس حمله کرده بود آقا نماز جمعه را اقامه کرده بودند و برای نماز عصر آماده میشدندکه به من اطلاع دادند که این حادثه رخ داده و هواپیماهای آمریکا در طوفان طبس گرفتار شده اند، به آقا عرض کردم و فرمودند خودتان اعلام کنید. پشت تریبون رفتم و اعلام کردم: توجه فرمایید توجه فرمایید هم اینک خبری از وادی طبس به دستمان رسیده است. هواپیماهای استکبارجهانی به طبس حمله کردند و طوفان الهی آنها را گرفتار کرده است. اعلام این خبر هیجان گسترده مردم را به دنبال داشت. آنروزها همیشه منتظر حادثه ای بودیم.
+ نوشته شده در86/05/07ساعت 11:48 توسط کاوه کهن |