دوست خبرنگاری که از دوستان چند ساله هستند یک فلش مموری ( بخوانید حافظه جانبی موقت جدا شونده از رایانه) آورد که کمی اطلاعات باهم رد و بدل کنیم که امروز وقت جا به جایی فایل هایم ، چند عکس ذخیره شده از خبرگزاری های میهنی نظرم را به خود جلب کرد. به شکلی که کار را نیمه کار گذاشته ، مشغول به نوشتن شدم که نکند فراموش کنم. این نامه را به صاحب این عکس می نویسم شاید مترجم های سینه چاک وطنی خیلی زود به گوش آن حضرت برسانند. برادر ارجمند دوست گرامی و تازه عزیز شده فرنگی جناب آقای جومونگ با سلام و تحیت با توجه به حضور شما در کشور مردم دوست و با حساب و کتاب ایران و توجه بخش عمده ای از هنرمندان، مسئولان ، فرهیختگان ، ورزشکاران و البته مردم همیشه در صحنه به این سفر تاریخی ذکر نکات ذیل قابل توجه است. ما ایرانی هستیم و و در زمانی که آریایی ها به این نقطه از کره زمین کوچ کردند و به مرور اقوام ماد و پارت و ... شکل گرفت در حالی که سنگ و سنگواره ها نشان می دهد ما هم دلاور داشتیم و هم قانون. هم فرهنگ داشتیم و هم جشن های ملی و حتی کنسرت. آن زمان که به قول فرهنگنامه های آن طرفی ما شلوار به پا داشتیم و روی سپرهایمان پیتزای دوهزار ساله می پختیم. زنانمان روز ملی داشتند و کتاب هایمان مصور بود، پیمان زناشویمان را یزدان متضمن می شدند و نام های دشمن افکن بر فرزندانمان می گذاشتیم ، آن ور دنیا داشتند همدیگر را می دریدند. وقتی سالها بعد ما جراحی باز قرنیه می کردیم ، آن سوی آب ها زنان هم را به یغما می بردند و طاعون شهرهایشان را می بلعید. وقتی ... وقتی وقتی... باقیش با شما و کمی جستجوی کتابخانه ای و اینترنتی . عزیز نوره دیده جناب جومونگ اگر آمدی فرودگاه و با سلام صلوات به تهران آوردنت، اگر به تمام سوراخ و سمبه های قابل احترام ما سر کشیدی و همه از اینکه تو را می بینند یک مشت خاک شدند. این را به حساب بی ریشه بودن ما نگذار. ما مهمان نوازیم همین. اگر فکرمی کنی جومونگ برای ما اسطوره است سخت در اشتباهی چرا که ما قبل از تو هزاران اسطوره دیگر را به مدد خرید های کیلویی رسانه ملی پشت سر گذاشته ایم. باورت می شود برای اینکه بشناسمت ( با وجود اینکه تنها ده دقیقه ناظر یکی از قسمت های مثلا سریال ساخته شده با بازی شما بودم) کافی بود به اولین نوجوان رهگذر اشاره کنم و بپرسم جومونگ چی شد؟ شما که نمی دانید در این مملکت ما یوسف و زلیخا داریم، لیلی و مجنون داریم، سام و نرگس داریم ، سیاوشمان سوگ دارد و تهمتنمان چشم افراسیاب در می آورد و آرشمان شمشیرو کمانش به اندازه تمام لشکر شما برندگی دارد. شما چهل سرباز ما را می بینید و می گویید : ایرانی ها فیلم های کمدی خوبی می سازند. باید هم فکر کنید که ما عشّاق نداریم که بانوتسو و نمی دانم هر دختر بی چهره و بی هنری را برایمان ملکه زیبایی می کنید .چرا که تنها کافیست دو قدم بازار تهران را نزدیک بازگشایی مدارس قدم بزنید عکس محترمتان را همراه با بانوی زیبای این روزهای مردم ایران روی جلد کتاب و کیف و زیرپوش و شکلات های حراجی ببینید. آقای هرچی! ما که تیم ملی نداریم. برای افتخار کردن شما که می آیید می برنتان پیش فوتبالیست ها، ما که هنوز یک کنفرانس مطبوعاتی در کشورمان مثل گینه بی سائو درست و درمان برگزار نمی شود ، برایتان نشست می گذاریم و کار آموزان عکاسی و خبر می آیند شما را در حد مخترع لامپ پوشش می دهند. آقای محترم دلربا ما درست است که این روزها هیچی نداریم. نه تولید سینمایی و تلویزیونی آبرومند ، نه ورزش با حساب و کتاب و نه خیلی چیز های دیگر. اما به لطف دوستان دلسوز فکر و فرهنگ تا ثریا حاشیه داریم. این روزها همه دنبال صحنه های سانسور شده شما و یانگوم و باقی ملکه های زیبایی می گردند. این روزها با 5 ، 6 هزارتومان شما را با موتور می آورند توی خانه های 70 متری ایرانی که دیگر از ایرونی بودن فقط پوسته اش مانده اسم های شناسنامه ای. این روزها صحنه بوسیدن و درآغوش گرفتن بازیگران چشم تنگ کره ای و ژاپنی و فیلیپینی و هر ملت هفتادو دو فرقه ی دیگری شده سوژه top بولوتوث های نوجوان های دبیرستانی. می بینید آقای جومونگ این شمشیر و چهره عدالتخواه شما، چه بر سر ما آورده است؟ ما که از خودمان چیزی نداریم جز واردات. حالا در خوراک و پوشاک است یا در فرهنگ. مهم نیست . یک زمانی جنگ بود، سازندگی بود می گفتیم نمی شود ساخت، نداریم و ... پس اوشین بود سالهای دور از خانه و شهر شمالی ( که سگشان در برخی جهات به همین تولیدات تازه خریداری شده شرف داشت) بعد گذشت و باز هم خریدیم و باز هم می خریم و بازهم و بازهم نمی دانیم که نمی دانیم که... شما هم لطف کنید با اسب و شمشیرهای قلابیتان بر فرهنگ و جیب ما بتازید که ما هنوز جا داریم. و آخر اینکه وقتی ندانیم چه می کنیم آنها که فکر می کنند به جای ما تصمیم می گیرند. شنیده ام افغانستان در همین چند سال کلی اروپا شده، ترکیه ما را تحویل نمی گیرد، عراق زیر همه این بمب و چکمه ،رادیو تلویزیون دارد. آفریقایی هایی که تا دیروز می گفتیم سوء تغذیه دارند تلویزون کابلی دارند و ما هنوز اندر خم یک کوچه هستیم. پس هرچه برایمان سوغات می آورید ، حقمان است حاج جومونوگ ایرانی دوست! 

+ نوشته شده در88/06/20ساعت 11:54 توسط کاوه کهن |