تبليغاتX
مهر و ماه - از رویاهایت مهراس ...

مهر و ماه

رسانه خبری و مطبوعاتی

 ۱ وقتی‌ که‌ همه‌ چیز به‌ تمامی‌ در خاموشی‌ غرقه‌ شوند ، سکوت‌ را مجال‌ِ آن‌ هست‌ که‌ به‌ خانه‌ اَندَر شَوَد تا روح‌ْ در مه‌ِ روزْمره‌گی‌ پنهان‌ نماند !

 2 گاه‌ از عبورِ طوفان‌ُ صاعقه‌ شاخ‌ُ برگ‌ِ درخت‌ِ زندگی‌ بَر خاک‌ می‌غلتد اما تنه‌ پابَرجاست‌ اُستوارُ خَدَنگ‌... هَر چه‌ ریشه‌ها عمیق‌تَر باشند ، سَرشاخه‌ها به‌ خورشید نزدیک‌تَرَند ! این‌ چنین‌ است‌ که‌ شاخه‌های‌ تازه‌ وُ برگ‌های‌ سبز دوباره‌ می‌رویند !

 3 از رؤیاهایت‌ مهراس‌ ! رؤیاهایی‌ از خودت‌ و از آن‌ چه‌ نیستی‌ ! رؤیاهایی‌ از خودت‌ و از آن‌ چه‌ نداری‌ ! از رؤیاهایت‌ مهراس‌ ! در رؤیا چهره‌ی‌ واقعی‌ِ خویش‌ را به‌ داوری‌ بنشین‌ و گاه‌ِ بیداری‌ صورت‌ِ رؤیاپوش‌ِ خود را به‌ آب‌ مَشوی‌ !

 4 گذشته‌ می‌گُذَرَد ! حال‌ْ طماع‌ است‌ ! آینده‌ْ هجوم‌ می‌آوَرَد ! بهتر بگویمت‌ : بر گذشته‌ چیره‌ شو ! حال‌ْ را داوری‌ کن‌ ! و آینده‌ را بیاغاز !

 5 تُندْبادِ تعهّدی‌ که‌ بَر دوش‌ می‌بَری‌ اندیشه‌ها را فَراگِردِ وجودت‌ بیدار می‌کنَد ! در نُه‌توی‌ جانَت‌ آنان‌ را در هَم‌ می‌فشاردُ گَردُ غبارِ روحَت‌ را می‌زداید... تُندْبادِ تعهّدی‌ که‌ بَر دوش‌ می‌بَری‌ رؤیاهای‌ روشن‌ِ تو را از حصارِ دیرْسالشان‌ می‌رهانَد !

 6 دیرْزمانی‌ اندک‌ْ زمان‌ بودن‌ْ ، هَر دَم‌ دگرْ بارْ توان‌ِ رفتن‌ْ داشتن‌ ، هیچ‌ْ از برای‌ همیشه‌ !

 7 در زایشی‌ پُر تلاطم‌ استوارُ کوشا این‌ قلب‌ِ زندگی‌ست‌ که‌ می‌تَپَد !

 8 بی‌طاقت‌ُ اندوه‌ْگینی‌ ! تکه‌ تکه‌ ، اینجا و آنجایی‌ ! در امیدهای‌ ناامید ، آرزوهایی‌ که‌ قَد کشیدند و به‌ بار ننشستند ! دوست‌ِ من‌ ! تو بی‌تابی‌ و بی‌تابی‌اَت‌ ، آرامش‌ِ جانَت‌ را نهان‌ می‌کنَد ! برخیز ! از تصادم‌ با هیچ‌ صخره‌ای‌ مهراس‌ و با تخته‌ْپاره‌ها زورقی‌ تازه‌ به‌ پا کن‌ !

 9 وقتی‌ که‌ مرگ‌ ما را برُباید ـ تو را و مرا ـ نباید که‌ در پایان‌ِ راه‌ِمان‌ علامت‌ِ سوالی‌ بَر جای‌ بمانَد ! تنها نقطه‌ای‌ ساده‌... همین‌ُ بَس‌ ! چرا که‌ ما در حیات‌ِ کوتاه‌ِ خویش‌ فرصت‌های‌ بی‌شماری‌ داریم‌ اگر دریابیمشان‌ !

 10 سرانجام‌ روزی‌ ـ امروز یا فردا ـ در افق‌ِ زندگی‌اَت‌ غروب‌ِ آفتاب‌ حضورِ سُرخَش‌ را اعلام‌ می‌کنَد ! نورَش‌ را آسان‌تَر می‌توان‌ شناخت‌ اگر چشم‌هایمان‌ را به‌ هنگام‌ آماده‌ی‌ دیدن‌ِ فرازُ فرودِ زندگی‌ کنیم‌ ! «مارگوت بیکل»

+ نوشته شده در88/06/14ساعت 0:33 توسط کاوه کهن |