گفت: تا به حال ندیده یک فرشته تا این حد در ارتفاع پایین پرواز کند. گفتم : خوش به حالت که دیدیش! گفت : نگران نباش، تو زیاد به گالری می روی. اینبار به جای دیوار ها به زیباترین اثر هنری که اونجا است نگاه کن گفتم : از این عادت ها ندارم گفت :تنها کسی که تو به خاطرش دعوا می کنی،داد می زنی و همه می فهمند. گفتم :کسی منتظر من نیست گفت : تنها نوع فلفل در دنیاست که همزمان می خنداندت و هم اشکهایت را سرازیر می کند خندیدم و صورتم را پاک کردم. ** ** به یاد" گفت" و" گفتم "های تلویزیونی و غروب یک جمعه تکراری
+ نوشته شده در88/05/09ساعت 22:29 توسط کاوه کهن |