این ها نه فلسفه بافی است و نه توضیح واضحات. این ها لازمه شناخت من است پس می نویسمشان. ساده تر از سختی ها و پیچیده تر از هر فلسفه ای اگر هم باشد باز برای من " تحولی در راه است" می دانم به چه فکر می کنم. این خودش کلی از راه است که پیموده شده است. این ها اعتراف نیست یک یادداشت یک جانبه است از سوی کسی که خوش گذران نیست اما خوشحالی را دوست دارد. وقتی بحران زمان انتخابات را سپری کردیم وقتی من بحران های خودم را طی کردم، وقتی هوا بحرانش را از سرمان جمع کرد و وقتی همه غضب های زمینی و آسمانی ظاهرا فروکش کرد. تنها یک چیز باقی ماند میل به تغییر. تنها شاید کسانی آن را دریابند که همین حالا در میان راه تحولند. منظورم از تغییر در حد جدولی پر و پیمان از کارهای پیش رو و تصمیم محکم برای تغییرات ظاهری و درونی ،بودن در محیط های شاد ،تفریح و سرگرمی های هماهنگ نیست و البته اگرچه دوره های آموزشی ، ارتباط های جدید و تغییر ساختار زندگی حتی در شیوه ارتباط در این روش جدید و تغییرات دیده شده ، اما دلیل آن نمی شود که این ها را همان " تغییر اصلی" بدانم چرا که چیزی فراتر از همه این ها در من در حال شکل گرفتن است. شما فکر کنید ذهنم مانند محصولات ماکروسافت به روز رسانی شده و فرمول های جدید برای خودم جمع کرده ام که کم کم باید ارقام زندگی را داخلشان گذاشت. خوب یک 25 ساله با یک 21 و یا هر سن دیگری نگاه متفاوت تری به پیرامونش دارد. این ها را گفتم که بگویم نظریه های قبلی من دیگر کاملا به قوت خودشان باقی نیستند. واین به دلیل همان ساختار شکنی اصولی من است. مثالی می زنم. یادتان هست می گفتم : به سراغ من اگر می آیی... بر طبق روش جدیدم : اول قید " اگر" به مفهوم قالب بندی و حذف افراد به منزله پیش فرض های انتخاب را حذف کرده ام. یعنی" به سراغ من بیا و هیچ ترتیب و آدابی مجوی!" دوم اینکه " این جمله شاید وجه آرزو نداشت و بیشتر یک تقاضا به نظر می رسید. کما اینکه رویه جدید من برای موضوعاتی از این دست این گونه است: همیشه همه چیز رابطه ای دو طرفه خواهد بود که در دل آن و در طول زمان جزییات شکل می گیرد. "پس به هم زمان بدهیم" و " من آرزوی های شیرین و ناب خودم را دارم" در ضمن، این توهم در تفکر من پیش می آمد که شخصیت نوشته هایم به دلیل خصایصش مانند: در دسترس نبودن ، تقاضای مهر و توجه و ... ،خلاصه شخصیتی اسطوره ای است که قرار است روح مرده ای را زنده کند. اما این مفهوم با این جمله تغییر یا بهتر بگویم اصلاح می شود: « مخاطب من تمام مردان، زنان، دختران و پسران، دوستان، آشنایان فعلی و آتی هستند که خواننده جملاتم خواهند بود و هدف، ارتباط های با نشاط، شاد و به دور از تنش و ناسالمی است.» مجموعه کامل این تغییرات را به محض جمع بندی در پست دیگری می گذارم. شاید نگارش این جملات برایتان عجیب و یا معنا دار بود. اما هدف تنها معرفی بیشتر خودم بود در رسانه ای که احتمالا افراد برای تعامل، همکاری و دوستی به آن سر خواهند زند. و می توان کمی آنها را بیشتر با واقعیات زمان بر ، سریعتر آشنا کرد. ایام به کام شاد زی
+ نوشته شده در88/04/18ساعت 13:44 توسط کاوه کهن |