تبليغاتX

روز گذشته در سومین سوگواره بین المللی وبلاگنویسان جزء برگزیدگان این جشنواره شناخته شدم. تصاویر محرم و عاشورای امسال در فتوبلاگم دلیل این انتخاب داوران بود. جزئیات خبر و تصاویر مرتبط را در ادامه مطلب مشاهده فرمائید.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در89/11/11ساعت 23:55 توسط کاوه کهن |


چشم / kohanmehr.com

نگاه اول

از خیابان سرد و نیمه شلوغ می گذشتیم. یک ساعت از پیاده رویمان سپری شده بود و تا میدان و خداحافظی چیزی نمانده بود.

درباره کار حرف می زدیم و من دست هایم را توی جیبم کرده بودم و قدم های بلند و آرام بر می  داشتم. از زیرنور یک مغازه رد شدیم که نو بودن ویترینش توجهم را جلب کرد، از پشت شانه های دوستم نگاهی انداختم . مغازه یک شیرینی فروشی یا کافه قنادی بود و ...نگاه عابرانه ام خشک حضورش شد!

آمده بودم کنار صندوق  به همکارش چیزی بگوید که نگاهش به بیرون افتاد و با نگاه من گره خورد. همه اینها چند ثانیه بیشتر جان نداشت و من با تصویری از دختری با چشمانی سحرآمیز، موهایی روشن و بلندبالا، مجذوب این لحظه ها بودم که با درد آرنج دوستم به خودم آمدم: می شنوی چی می گم؟

تا میدان چند بار ایستادم و به عقب نگاه کردم شاید از محل کارش بیرون بیاید و دنبالم بگردد!

حتی اعتراف هم کردم: ببین من یه فرشته دیدم!

ادامه داستانک


ادامه مطلب

+ نوشته شده در89/11/06ساعت 0:51 توسط کاوه کهن |