تبليغاتX

جوانی جان داد، نه در شبی تاریک و در  سکوت مرگبار بیابان های اطراف شهر

جوانی کشته شد، نه بر اثر ضربه یک موتور سوار  فراری در یکی از معابر کم رفت و آمد

جوانی در خون خود غلتید ، نه به دلیل هر دلیل پیش پا افتاده ای

او در مقابل چندین جفت چشم که به گفته یک مقام ارشد نیروی انتظامی در بین  آنها پزشک و پلیس هم  دیده می شد، بر اثر ضربه چاقو کشته نشد. بلکه بعد از دقایقی طولانی و بر اثر خونریزی جان به جان آفرین تسلیم کرد.

نگارنده می داند که این روزها در رسانه ها قرار است بین تمامی مقامات مسئول و غیر مسئول یک سری مسابقات فوتبال برگزار شود تا شاید هرچه زود تر پاسخی برای ذهن های پر از سوال پیدا شود.

همه توپ اتهام را در زمین هم بیاندازند و بر سر هم بکوبند و آخر هم کسی پیدا شود برای به دار آویخته شدن و ...

اما اگر فیلم این جنایت را در شلوغ ترین میدان شهر تهران دیده باشید می فهمید که خیلی اوضاع متفاوت است.

وسط میدان کاجو در یکی از روز های خوب خدا مردی به دلیلی که گفته می شود مسائل ناموسی بوده است شخصی را با ضربه یا ضربات چاقو از پا در می آورد و مردم در تمام طول جانسپاری وی با حضور مامورن پلیس، نظاره گر این تراژدی هستند. آنقدر وقت دارند که از صحنه فیلم بگیرند، آنقدر وقت دارند که به ۱۱۰ زنگ نزنند یا به ۱۱۵ و البته وقت دارند که در فرار متهم شاهد باشند و البته مردم ما همیشه وقت دارند تا مشکلات شاخ آفریقا و دم اروپا را با خودشان مقایسه کنند و آخر سر هم همه چیز با پاک کردن صورت مسئله ختم به خیر می شود.

ظرف چهار روز گذشته برای دوستان و آشنایانم در دو منطقه متفاوت در تهران یعنی شرق و غرب ،دو حادثه مشابه رخ داده است: موتور و موتور سوارانی با نقض حریم پیاده به آنها حمله ور شده و پس از اعتراض و درگیری لفظی به سنگ متوسل شده اند و هر دو عزیزم را در دو حادثه ظاهرا متفاوت مضروب و متواری کرده اند. شما خبر داشتید؟ نه؟ آخ یادم رفت بگویم برایتان بلوتوث کنندشان شاید کسی راجع به آنها بیانه ای می داد.

این نقطه اشتراک یعنی اینکه در تهران همه چیز آرام است و من هم چقدر خوشبختم.

یعنی اینکه مردم  تا پلیس سر نرسد و کاری صورت ندهد قدم از قدم بر نمی دارند. یعنی اینکه ...

صورت مسئله این است:

فکر کنم فاتحه ایران دارد در حوزه شرف و غیرت خوانده می شود. چون همین امروز دو جوان موتور سوار به همسر مردی که در حال تماشای ویترین مغازه ها بودند کلمات رکیکی نثار کردند و با لبخند و البته خنده عابران پیاده که در تایید این حرکت سر تا پای این بانو را برانداز می کردند همراه شدند!!

فکر کنم باید برویم و کمی خودمان را عوض کنیم که زبانم لال به گمانم عوضی شد ایم!

+ نوشته شده در89/08/24ساعت 0:3 توسط |


من همه چشم

تو همه دنیا

من چه زیبا تو را نمی بینم

من همه عشق

تو همه معبود

ما چه تنها یکی نمی مانیم

روح پژمرده ای دارم

دل بی سر ، بدون سامانی

که چه نجیب می خوانیم؟!

خاک و آب است رو در رو

باد و مرگ است پی در پی

این همان جواب نمی دانیم!


ادامه مطلب

+ نوشته شده در89/08/19ساعت 14:45 توسط |


 

 

من

من +کمی وقت+ استراحت های ناتمام + موسیقی= این روزها

قرارا است برنامه ای را شروع کنم و اخباری را منتشر ، برای اینکار به کمک شما هم نیاز دارم پس زود به زود سر بزنید که خوب است!

این هفته در مهروماه می خوانید:سریال قهوه تلخ از شوخی تا واقعیت /  گوشی های تحت ویندوز را دور بیاندازید! / ۷۷۷ خبری که منتشر کردم!!

+ نوشته شده در89/08/14ساعت 0:0 توسط |