اگرچه دیر اما این ضایعه تلخ را به هموطنان صبور خودم تسلیت عرض می کنم و از خداوند برای شادی روح عزیزان مسلمان و مسیحی جانباخته در این سانحه هواپیمای توپولوف طلب آرامش و برای خانواده های داغدارشان شکیبیایی مسئلت دارم.
در کنار از دست دادن ناگوار نوجوانان عزیز جودوکار تیم ملی باید به جامعه ارامنه نیز تسلیت ویژه ای برای از دست رفتن عزیزانشان عرض کنم که افتخار آشنایی با چند تن از آنان بخصوص جناب داویدیان را داشتم که از مفاخر و فعالان سیاسی و فرهنگی زمان ما به حساب می آمدند. +
اسامی درگذشتگان در ادامه مطلب
+ نوشته شده در88/04/29ساعت 23:34 توسط کاوه کهن |
آنهایی که من را می شناسند به طور حتم درباره برادرم هم چیز های شنیده اند.
کاوش که امسال دوم دبیرستانی می شود به فعالیت های اجتماعی و به نوعی کارهای رسانه ای علاقه فراوانی دارد. شاهد مثالم هم بانک عکسی است که از فعالیت های این روز هایش می بینم و بیشتر وقت ها حتی فرصت همراهی با او را پیدا نمی کنم. کاوش چند وقتی است که به شکل جدی وبلاگ نگاری را شروع کرده است. به صفحه او سر بزنید چرا که اینکار شما خالی از لطف نیست!
+ نوشته شده در88/04/29ساعت 12:7 توسط کاوه کهن |
وقتی کنار رودخانه ای تکه عکس هایی را می بینی که آب با تصویر زنی جوان با خود می آورد چه فکر می کنی؟ - مردی خاطرات مصورش را به دو نیم کرده و نیمه گم شده یا از دست رفته را به دست فراموشی سپرده است. - زنی تمام آنچه ( سوء تفاهمی )را که باعث فاصله میان خود و همسرش می شود را جدا کرده و به دور انداخته است. به راستی شاید پاسخ به این سوال بستگی به خیلی چیزها داشته باشد اما اگر نیمی از یک عکس آن هم با این محتوا به دست من و تو برسد به آن چطور نگاه می کنیم؟ از کنارش می گذریم؟ از کنار چندین روز یا سال خاطره که به دست آب داده شده و یا شاید هر گوشه ای افتاده باشد. این یک عکس معمولی نیست وعامل آن هم همینطور... چرا من به این فکر نکردم که در این کار تنفر موج می زده و یا خطایی وجود دارد. چرا من نخواستم به چیزهای بد فکر کنم. شاید خوبی پرش های ذهن این است . به هر تقدیر فرض کنید و بخواهید که از سوء تفاهم ها بگذرید. از گناه های کوچک و از واقعیت هایی که حقیقت نیستند...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در88/04/26ساعت 14:26 توسط کاوه کهن |
این ها نه فلسفه بافی است و نه توضیح واضحات. این ها لازمه شناخت من است پس می نویسمشان. ساده تر از سختی ها و پیچیده تر از هر فلسفه ای اگر هم باشد باز برای من " تحولی در راه است" می دانم به چه فکر می کنم. این خودش کلی از راه است که پیموده شده است. این ها اعتراف نیست یک یادداشت یک جانبه است از سوی کسی که خوش گذران نیست اما خوشحالی را دوست دارد. وقتی بحران زمان انتخابات را سپری کردیم وقتی من بحران های خودم را طی کردم، وقتی هوا بحرانش را از سرمان جمع کرد و وقتی همه غضب های زمینی و آسمانی ظاهرا فروکش کرد. تنها یک چیز باقی ماند میل به تغییر. تنها شاید کسانی آن را دریابند که همین حالا در میان راه تحولند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در88/04/18ساعت 13:44 توسط کاوه کهن |
این روز ها همه یاریم می کنند پیشگو باشم
فردایت را بخواه امروز با جزییات پیش بینی اش کنم
قد فکر همه آنقدر شده که می شود از بالای شانه هایشان تا هزار سال دیگر را هم دید.
+ نوشته شده در88/04/08ساعت 22:53 توسط کاوه کهن |
ذهن چیز غریبی است. گاهی این سلول های متراکم، گاه خاکستری برای آدمی باعث دردسر می شوند چرا که از فایل های خاک خورده چیزهایی را بیرون می کشند که هیچ وقت فکر نمی کریدم وجود داشته باشند. حافظه تاریخی ما گاه سر خود خاطرات و صحنه هایی را در شرایطی عجیب به یادمان می آورد که ما را غافلگیر می کند. امروز عصر با سردرد و خستگی مشغول بازگشت به خانه بودم که این جناب حافظه در گیرودار سرب و ترافیک و گرما ، مرا با خودش برد به نوزده سال پیش! کودکی هفت ساله یا کمی بیشتر بودم که در سفری تفریحی رفته بودیم به همدان. روزی برای خرید و گردش سری به خیابان های معروف شهر زدیم که نمی دانم چطور سر از یک مغازه اسباب بازی فروشی درآوردیم. هنوز آن نگاه از پایین به بالای خودم را یاد دارم.نگاهی که یک کودک به دنیای بلند قد اطرافش دارد و آرزوی عوض شدندش برایش گاهی بی معناست! مغازه ای کوچک بود و من داشتم با تمام اشتیاقم به یک ربات اسباب بازی نگاه می کردم که دو چشم گرد و نارنجی و چهار موشک نارنجی روی سرش داشت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در88/04/07ساعت 23:12 توسط کاوه کهن |
مکاشفت اهل نظر و نظارت اهل تمیز به شیوخ با عمرعریض به آنجا کشید که حالتی رفت به بلاد فرنگ و خاک پاگیر ینگة الدنیا که در جلد دوازده " الکافی شاید فی همیشه" سه بار آمده از حضور شیخ جکسون عجوبه ای به دنیای لهو و لعب امروزی. این چند خط به بهانه درگذشت وی که خبر آن چندی است به اکناف گیتی منتشر شده نگاشته می شود. باشد که در نظر آید و مقبول اهل رند و کمانچه و دهل باز بیافتد. وی که در سه جلد مایکل جوزف جکسن نام داشت و منزل پدرش وی رادر ۲۹ اوت ۱۹۸۵ فارغ شد،او که در کسوت کاکا سیاهان عالم هستی قرار داشت از همان کودکی طفلی بود بچه!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در88/04/05ساعت 23:23 توسط کاوه کهن |
Our historical memory and memories of your head sometimes scenes in Commemoration of the strange circumstances that brings us to surprise.
Today evening with headache and fatigue that I was busy back home, this memory Excellency throe lead and traffic and heat, with my own range of nineteen years ago!
I was a child seven years or a little more leisure trip had gone to Hamadan. Day trip for shopping and famous city street suddenly went to a toy store sales reached. Not the bottom-up look at myself I remember. Look at the world a child is long.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در88/04/05ساعت 12:5 توسط کاوه کهن |
Freedom is good. Be free.
الحرية أمر جيد. أن يكون حرا
自由是好的。是免费的。
Vrijheid is goed. Vrij zijn.
La liberté est une bonne chose. Être libre.
La libertà è il bene. Essere libero.
자유가 좋다. 자유 인이되게합니다.
La libertad es buena. Ser libre.
+ نوشته شده در88/04/02ساعت 16:46 توسط کاوه کهن |
این روز ها همه در تب و تاب وقایعی هستند که مخالف یا موافق هر شخص و گروهی را درگیر و گاه متاثر می کند. در بلاگ کاریز دوست خوبمان شعری جالب را نوشته که دوست داشتم آن را اینجا بگذارم: این حس من است دربارهی حکایت دردناک این روزها. کارهای نیستم تا کاری کنم. کاری را کردم که از دستم برمیآمد. برای مردمم و وطنم که ابرهای نامهربانی، آسمان صاف و آبی آن را اندکی پوشانده است به پاس حرمت هم، کینه را غلاف کنیم برادریم مبادا که اختلاف کنیم شما که دعوی ایمان و عاشقی دارید برای زیستنی پاک ائتلاف کنیم شکستهایم حریم صفا و رأفت را به جرم خویش کنون باید اعتراف کنیم چنان بگیر که فریاد و خشم حق شماست ولی به خاطر خلق از حق انصراف کنیم برادرانه به نیروی نرم صبر و صلاة به زیر نام خداوند، اعتکاف کنیم میان بارش باران بینهم رحماء خوشا اگر دل خود را زلال و صاف کنیم مبادمان فراموش قصهی سیمرغ پرندههای وطن رو به سوی قاف کنیم تمام ترس من این است، فتنه چیره شود و بین غائلهها گم سر کلاف کنیم من از شما همه کوچکترم، ببخشایید سزا نبود سخن را چنین گزاف کنیم *** خدا درون دل ماست؛ خانه پس ز چهروست؟ ـ بهانهای که به جزخویش را طواف کنیم!
+ نوشته شده در88/04/02ساعت 15:2 توسط کاوه کهن |
Michael Joseph Jackson (August 29, 1958 – June 25, 2009) was an American recording artist, entertainer and businessman. The seventh child of the Jackson family, he made his début to the professional music scene at the age of 11 as a member of The Jackson 5 in 1969, and began a solo career in 1971 while still a member of the group. Referred to as the "King of Pop"[2] in subsequent years, his 1982 album Thriller is the world's best-selling record of all time[3] and four other solo studio albums are also among the world's best-selling records: Off the Wall (1979), Bad (1987), Dangerous (1991) and HIStory (1995). In the early 1980s, he became a dominant figure in popular music and the first African-American entertainer to amass a strong crossover following on MTV. The popularity of his music videos airing on MTV, such as "Beat It", "Billie Jean" and Thriller — widely credited with transforming the music video from a promotional tool into an art form — helped bring the relatively new channel to fame. Videos such as "Black or White" and "Scream" made Jackson an enduring staple on MTV in the 1990s. With stage performances and music videos, Jackson popularized a number of physically complicated dance techniques, such as the robot and the moonwalk. His distinctive musical sound and vocal style influenced many hip hop, pop and contemporary R&B artists. While Jackson was a member of Generation Jones [4][5], he had an impact on multiple generations. Jackson donated and raised millions of dollars for beneficial causes through his foundation, charity singles and support of 39 charities. Other aspects of his personal life, including his changing appearance and behavior, generated significant controversy, damaging his public image. Though he was accused of child sexual abuse in 1993, the criminal investigation was closed due to lack of evidence and Jackson was not charged. The singer had experienced health concerns since the early 1990s and conflicting reports regarding the state of his finances since the late 1990s. Jackson married twice and fathered three children, all of which caused further controversy. In 2005, Jackson was tried and acquitted of further sexual abuse allegations and several other charges. One of the few artists to have been inducted into the Rock and Roll Hall of Fame twice, his other achievements include multiple Guinness World Records — including one for "Most Successful Entertainer of All Time"—13 Grammy Awards, 13 number one singles in his solo career — more than any other male artist in the Hot 100 era and the sale of 750 million records worldwide.[6] Jackson's highly publicized personal life, coupled with his successful career, made him a part of popular culture for almost four decades. Jackson died on June 25, 2009, aged 50.[7] The specific cause of death is yet to be determined.[2] Before his death, Jackson had announced a 50 date sell-out This Is It comeback tour, in London, England.[8]. 
+ نوشته شده در88/04/01ساعت 23:27 توسط کاوه کهن |